Home Search

کتاب عملی کردن دانسته‌ها

عملی کردن دانسته ها

لینک کوتاه:

https://hrhome.ir/?p=10925
۴.۷/۵ - (۶ امتیاز)

در زندگی همه انسان ها از بدو تولد تا کهنسالی به صورت مرتب در حال یادگیری مطالب جدید هستند. اما مسئله مهم و کلیدی که در این زمینه وجود دارد. اینست که تقریبا ۹۶% از افراد زمانیکه مطلب جدیدی را آموزش می بینند. یا به طور کل از آن استفاده نمی کنند. یعنی به زبان ساده تر دانسته های خود را بکار نمی گیرند. یا در همان روز های اول آن آموزش ها را فراموش کرده و به طور کل کنار می گذارند. و از همین جا تفاوت انسان های موفق را از مردم عادی می توان به خوبی تشخیص داد. افراد موفق واقعی به جای اینکه به طور مرتب به دنبال یادگیری مطالب جدید باشند. اول تمام تلاش خود را انجام می دهند. تا در هر مرحله پس از آموزش ابتدا از دانسته های خود استفاده کنند. و بعد از به دنبال آموزش های جدید باشند. کتاب عملی کردن دانسته‌ها یا کتاب چگونه دانسته هایت را به کار بگیر نوشته‌ی مشترک «کن بلانچارد»، «پاول ج. میر» و «دیک روت» می‌تواند با در اختیار گذاشتن ابزارهای ساده، به فاصله میان دانش و تجربه پایان بخشد و در عوض، به دانش و اطلاعات مخاطب بیفزاید. در توضیح پشت جلد آمده است: «ما بخش کوچکی از آنچه فقط یک بار خوانده یا شنیده‌ایم را به خاطر می‌سپاریم بنابراین باید کم‌ کم و همیشگی بیاموزیم نه تندتند و یک مرحله‌ای. بهترین شیوه یادگیری اطلاعات جدید، آموختن آن به دیگران است.

🕮 اطلاعات کتاب

  نام کتاب: عملی کردن دانسته‌ها
  نویسنده: کن بلانچارد
  مترجم: مامک بهادرزاده
  دسته‌بندی موضوعی: روانشناسی کار و تجارت | یادگیری
  انتشارات: آوین
  تاریخ میلادی انتشار: ۲۰۱۶
  تاریخ شمسی انتشار: ۱۳۹۵
  شابک: ۹۷۸۹۶۴۸۱۴۸۳۴۳
  تعداد صفحات: ۹۶
  کشور: ایران
  زبان کتاب: فارسی
  قطع کتاب: رقعی
 کلیدواژه: آموزش | یادگیری | دانش| تجربه

 

🤵 درباره نویسنده

کن بلانچارد (Kenneth Blanchard) یکی از نویسندگان و سخنرانان حرفه‌ای در حوزه‌ی مدیریت است. او در نیوجرسی متولد شده است، در سال ۱۹۵۷ وارد دانشگاه شد در سال ۱۹۶۱ وی دوران کارشناسی خود را در رشته‌ی فلسفه گذراند، سپس در سال ۱۹۶۳ مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه کولگیت در رشته جامعه‌شناسی گرفت و پس از آن در سال ۱۹۶۷ در رشته آموزش و رهبری از دانشگاه کورنل مدرک دکترای خود را دریافت کرد.

وی یکی از برجسته‌ترین نویسندگان حوزه‌ی مدیریتی است و کتاب‌های بسیاری در این زمینه دارد. یکی از کتاب‌های او به نام مدیر یک دقیقه‌ای تاکنون به ۳۷ زبان دنیا ترجمه شده است و بیش از ۱۳ میلیون نسخه به فروش رفته است. او هم‌چنین بیش ۳۰ کتاب پرفروش دیگر دارد. از جمله کتاب‌های او می‌توان به مدیریت از راه ارزش‌ها، مالیگن (فرصتی دوباره برای زندگی)، چه کسی تغییر را کشت؟، کارآفرین یک دقیقه‌ای، کمک به مردم برای برنده شدن در کار، عذرخواهی یک‌دقیقه‌ای، مدیر یک دقیقه‌ای و استرس: راهکارهای موثر برای رویارویی با استرس، گفتگو با مدیر یک دقیقه‌ای، با تمام نیرو رو به جلو و اندیشه‌های یک مدیر، کتاب عملی کردن دانسته‌ها و بسیاری دیگر اشاره کرد.

بلانچارد، مدیر ارشد معنوی شرکت‌های کن بلانچارد که مجموعه‌ای بین‌المللی در زمینه آموزش مدیریت و مشاوره است را بر عهده دارد. او این شرکت را به همراه همسرش مارجوری بلانچارد در سال ۱۹۷۹ در سن دیگو در ایالت کالیفرنیا بنیان نهاد.

مشاوره مدیریت منابع انسانی

برای بررسی خدمات آموزش، مشاوره و پیاده‌سازی پروژه‌های حوزه مشاوره مدیریت خانه منابع انسانی می‌توانید به صفحه معرفی خدمات مراجعه نموده و یا با شماره ۸۲۸۰۱۵۱۰-۰۲۱ تماس حاصل فرمایید.

📓 بخشی از کتاب را بخوانیم

روزی روزگاری نویسنده موفقی بود که درباره حقایق ساده چیز می نوشت. کتاب‌های او به خودش و دیگران کمک می کرد مردم را به شیوه های موثرتری هدایت کنند. هر کس کتاب‌های او را می‌خواند، عاشق داستان‌ها و پیام‌هایش می‌شد. میلیون‌ها نسخه از کتاب‌ها به فروش رفت. با این وجود هنوز مشکلی وجود داشت که نویسنده را ناراحت می‌کرد. معمولاً وقتی این مشکل، خود را نشان می داد که کسی می گفت: «من تمام کتاب‌های شما را خوانده‌ام و واقعاً عاشق‌شان هستم. »

نویسنده کتاب عملی کردن دانسته‌ها همیشه یاد گرفته بود که فراگیری صحیح، به ایجاد تغییر در عملکرد انسان می انجامد. در واقع، او عقیده داشت که آموختن سفری است از دانش به سوی عمل. بنابراین اگر شخصی که کار او را می ستود، نظری در باره ایده مشخص و مورد علاقه خود می داد، او معمولا می پرسید: «چگونه دانستن این موضوع باعث تغییر رفتارت شد؟ برای اکثر مردم پاسخ به این سوال مشکل بود. برای همین هم غالباً موضوع را با صحبت درباره ایده‌ای دیگر یا کتابی دیگر تغییر مسیر می‌دادند.

چنین تقابل هایی موجب شد نویسنده عملی کردن دانسته‌ها نتیجه بگیرد که خلا بین آنچه مردم می دانند و آنچه بدان عمل می کنند چشمگیر است. یعنی فاصله میان اطلاعاتی که از طریق کتاب‌ها، فیلم‌های ویدئویی و سمینارها کسب کرده‌اند با اینکه چه مقدار از آن دانش و اطلاعات را به کار می‌بندند. او دریافت که امروزه با تکنولوژی باورنکردنی که دسترسی آسان به اطلاعات را برای همه امکان‌پذیر کرده است این امر کاملا طبیعی است و تعجبی ندارد. او نتیجه گرفت که مردم تمایل دارند زمان قابل توجه بیشتری را به کسب اطلاعات جدید اختصاص دهند به عوض اینکه به پرورش عملکردهای خود برای پیاده کردن این یافته‌های جدید در زندگی روزانه‌شان اختصاص دهند.

💡 درس آموخته‌‌‌‌های مدیریتی

بدون تردید یکی از خلاقانه‌ ترین ایده‌های کتاب عملی کردن دانسته‌ها که بعد از خواندن در ذهن خواننده‌ی آن ادامه پیدا می‌کند، این است که هر فردی با توجه به رشته، شغل و تخصص خود پیدا کند چگونه می‌تواند به طور مضاعف از دانسته‌هایش در زندگی واقعی استفاده کند. شکل زندگی متفاوت و تجربیات گوناگونی که هر یک از ما داریم، به اضافه‌ی وجوه مشترک و پر از شباهت زندگی همه‌ی انسانها، زمینه‌ی جالبی برای اندیشیدن به این ایده و یافتن پاسخ برای این پرسش است.

ما به عنوان یک مخاطب ایده‌ی اصلی کتاب عملی کردن دانسته‌ها تا آخرین روز عمر این مجال را داریم که در هر دو نقش اصلی آموزش گیرنده و آموزش دهنده، و همچنین نقش‌های دیگری که در زندگی ایفا می‌کنیم، راه‌های خلاقانه‌ای برای بکارگیری دانسته‌هایمان کشف کنیم. مثلاً بکارگیری دانسته‌هایمان در دو نقش خریدار و فروشنده، کارمند و مدیر، دانشجو و استاد راهنما، کارگر و کارفرما، فرزند و والدین، و … . از این جهت ما می‌توانیم علاوه بر استفاده از آموزه‌های این کتاب، راه هایی فرعی و شخصی برای بکارگیری بهتر دانسته‌هایمان کشف کنیم.

📑خلاصه کتاب

کتاب خواندن مانند نواختن پیانو است باید قواعد نواختن را بیاموزی سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت کتاب بخوانی.

کتاب عملی کردن دانسته‌ها یا دانسته هایت را به کار بگیر با بررسی موضوع خلا میان دانسته ها و عمل، دلایل عمل نکردن به دانسته ها را در سه بخش توضیح داده و سپس راه حل‌هایی را برای رفع این مشکل ارائه می کند.

 

بررسی مشکل:
مردم تمایل دارند زمان بیشتری را به کسب اطلاعات جدید اختصاص دهند تا اینکه به پرورش عملکردهای خود برای پیاده کردن این یافته‌های جدید در زندگی روزانه‌شان بپردازند.

یکی از دلایل پیاده نکردن این دانسته ها در زندگی فراموشی آنهاست! برای جلوگیری از فراموشی باید:

  1. نت‌برداری کنید.
    شنوایی صرف باعث یادگیری نخواهد شد. ۳ ساعت پس از اتمام کلاس حتی یک شنونده بسیار دقیق هم فقط ۵۰% از مطالبی را که شنیده به خاطر می‌آورد. تا ۲۴ ساعت آینده ۸۰% مطالب به فراموشی سپرده می‌شود. و در پایان هفته کمتر از ۵% موضوعات جدید در خاطر می‌ماند؛ و این یعنی ۹۵% فراموشی.
  2. طی ۲۴ ساعت بعد نوشته‌ها را بازخوانی کنید.
  3. نوشته‌ها را در یک دفتر یادداشت کنید.
  4. مرور کنید نه اینکه بایگانی کنید.
  5. اطلاعات را به دیگران منتقل کنید.

 

چرا مردم به چیزی که یاد میگیرند عمل نمی کنند؟

دلایل عمل نکردن به دانسته ها عبارتند از:

۱) انباشت اطلاعات:یادگرفتن مطلب جدید، راحت‎تر از عمل به آن است و ما معمولا”معتاد به جمع آوری اطلاعات هستیم نه عمل به آن.
۲) فیلترهای منفی: ما معمولاً درباره چیزهای جدید که یاد می‎گیریم، نگرش منفی داریم و آن را بی ارزش می‎بینیم یا باورش نمی‎کنیم. این نوع نگرش‎ها در مقابل تغییر، مقاوم هستند. بدون یک نگرش باز، بی تعصب و مثبت، هیچگاه نخواهید توانست دانسته‎هایتان را عملی کنید.
۳) عدم پیگیری: تغییر عادت یا رفتار، نیازمند تلاشی سخت و متمرکز است. کلید بوجود آوردن تغییرات دلخواه در زندگی، “تکرار” است.

کلید غلبه بر این سه عامل تکرار است. تکرار همان حلقه گمشده میان دانسته‌های مردم و عملکردشان است. اغلب مردم نمی‌دانند چگونه از نگرش خود برای شکست عادت‌ها و تغییرات رفتاری‌شان استفاده کنند. برای این سه دلیل عملی نکردن دانسته‌ها قدرت تکرار را نمی‌توان دست کم گرفت. تکرار فاصله‌دار یک شیوه آموزشی است که در آن شما هر چیزی را تنها در یک مرحله یاد نمی‌گیرید. بلکه در طول زمان بارها در معرض آن اطلاعات قرار خواهید گرفت و این‌گونه اطلاعات در حافظه بلند مدت شما جای می‌گیرد. بعضی‎‌ها تکرار فاصله‎‌‌دار را “شرطی سازی رفتاری” یا “تقویت درونی“، “مادر تمام مهارت‌ها” و “ما در تغییرات دائمی” می‌گویند. تبلیغاتی‎‌‌ها از این تکنیک استفاده می‌کنند.

 

۱٫ انباشت اطلاعات:
اطلاعات انباشته‌شده در مغزمان به مشکلات واقعی منجر می‌شود. ما را ایستا، بی‌تحرک و در حال سکون نگه می‌دارد. هر نکته ای که یاد می‌گیریم باید در زندگی پیاده کنیم و اگر این کار را انجام ندادیم باید مشخص کنیم که مشکل کجاست و سپس اشتباهاتمان را اصلاح کنیم.

کم و دائمی آموختن بهتر از تند و زیاد آموختن در مدت‌زمان کم است. وقتی مردم از طریق فلسفه کم ولی مداوم بیاموزید و تکرار فاصله دار واقعا در کارها خبره میشوند، قادر به خلاقیتی مافوق تصور خواهند شد.

زیاد کتاب خواندن و سمینار رفتن، هیچ ایرادی ندارد. این‎ها ابزارهای اولیه و اساسی یادگیری هستند و ما به آنها نیاز داریم. مشکل وقتی ایجاد می‎شود که خود را یکسره در معرض اطلاعات جدید قرار می‌‎دهیم بدون این که کوچکترین درنگی برای تلفیق دانش و مهارت‎‌‌های خود و به مرحله عمل رساندن آنها کنیم. ما باید مانند ماهی در آب، تنها اطلاعاتی را از دریای اطلاعات برداریم که به آن نیاز داریم نه بیشتر (تمرکز بر اطلاعات مورد نیاز)

بهتر است انتخاب کنیم چه چیزهایی را یاد بگیریم تا عملکردمان را بهبود بخشد و سپس با تمام قوا به سویش گام برداریم (نقطه تمرکز)

برای استاد شدن و تسلط بر یک موضوع، باید آن قدر در آن متمرکز و غرق شویم که تمام وجودمان آغشته شود. باید چنان آرام بجویم و هضمش کنیم تا جزئی از وجودمان شود. مقادیر اندک اطلاعات که از طریق تمرکز فاصله‎دار، کاملاً در ذهن نشسته باشد، بیشتر بر ساختار مغزی ما اثر می‎‌‌گذارد تا مطالعه بیست کتاب که هر کدام فقط یکبار خوانده شده باشد. (تمرکز و تکرار)

اگر از چیزی غفلت کنیم به سرعت فرموشش خواهیم کرد اما اگر با تکرار فاصله‌‎دار بر روی چیزی تمرکز کنیم به یادمان می‎‌‌ماند.

در مورد کتاب هم وضع به همین منوال است. آن را چندین بار بخوانید، زیر جملات مهم خط بکشید، رنگی‌‎شان کنید و نکات کلیدی را یادداشت نمایید سپس بار دیگر آموخته‎‌‌هایتان را مرور کنید.

در حوزه آموزش نیز در حال حاضر پس از طی دوره‎‌های آموزشی، فرم ارزیابی بین دانش‎‌‌آموختگان توزیع می‎‌‌‌شود و معمولاً نمره‎‌های خوبی می‎‌دهند و در صورتی که این شیوه ارزیابی، ارزیابی نگرشی است ولی آنچه را می‎‌آموزند بکار نمی‎‌بندند. شیوه درست آموزش اینگونه است که چند ایده‎‌ی مهم و اصلی را بارها و بارها آموزش دهیم تا زمانی که کاملاً ملکه ذهن شده و به رفتار، تبدیل شود. بنابراین وقت زیادی را باید به پیگیری آموزش‌‎های داده شده اختصاص داد.

پس آموزش پایدار عبارت است از: تعلیمات عمیق، آموزش مقادیر کم به دفعات بیشتر، تکرار مداوم آموخته‎‌ها، سپس به دنبال مطالب و آموزش‎‌های جدید باشید.

مدیر آموزش باید پس از طی دوره‎‌های آموزشی کارکنان، به تقویت پیام، ادامه دهد تا دانش کارکنان به یک نگرش مثبت بیانجامد و این نگرش مثبت به رفتارهایی منتهی شود که مورد انتظار است.

وقتی آموزش به این صورت انجام شود هر یک از کارکنان به یک رهبر تبدیل می‎‌شوند و قادر خواهند بود رویداد بزرگی بیافرینند.

وقتی کسی در کارهایش استاد شود قادر به خلاقیت بیشتر و انجام کارهای بزرگتر خواهد بود.

 

۲٫ فیلترهای منفی:
– مردم غالباً بیش از حد منفی نگر هستند. وقتی برای کارهای درست‌مان تشویق نشویم شروع به برخوردهای قضاوت گرایانه می کنیم و ترس هدایتگر درون بینی های ما می شود. پس لازم است با ذهنی باز و مثبت آنها را بشنویم.

– ما قدرت انتخاب داریم که به حرف چه کسی گوش بدهیم، وقتی به حرف منفی باف ها گوش بدهیم انتظارات کمتری از خود داریم!

– ما غالبا زندگی را در ابری از تفکرات منفی می گذرانیم. وقتی چیزی می خوانیم یا می شنویم ردای قضاوت می پوشیم و این بی انصافی نسبت به افکارمان، قلبمان و آینده مان است. این بدترین نوع خود آزاری است: سرزنش خویشتن.

 

تأثیر یک نگرش منفی بسته:
– اگر سیستم فیلترسازی ما آسیب دیده باشد مشکل می‌توان چیزی آموخت. در این وضعیت بیشتر تمرکز بر نگرانی ها، تردیدها، بی تصمیمی ها، تعصبات و غیره است. در این حالت درصد بسیار کمی از اطلاعاتی که کسب می کنیم امکان به خاطر سپردن پیدا می کنند، چه رسد به اینکه وارد ضمیر نیمه هشیارمان شوند، مورد پذیرش قرارگیرند و سپس واقعاً به کار گرفته شوند!
– برای فراموش نکردن عمده چیزهایی که یاد گرفته ایم لازم است با ساختار ذهنی باز و مثبت آن‌ها را بشنویم.

 

شاخص های گوش دادن فعال:

  1. بدون هیچ‌گونه پیش‌داوری، پیش ذهنی و تعصب.
  2. با یک برخورد آموزشی مبنی بر اینکه از فراگیری اطلاعات جدید هیجان‌زده‌ایم.
  3. با نگرش مثبت و ذهنی باز.
  4. مدادی در دست برای یادداشت‌برداری.
  5. امید به شنیدن نه‌تنها شنیدن حرف‌هایی که گفته می‌شود بلکه به شعله‌ای که در ذهن و تخیلات خود ما جرقه خواهد زد.
  6. با این نگرش که (چگونه می‌توانم آنچه را که شنیده‌ام به کاربرم؟)

– اطلاعات جدید را بدون توجه به منبع باید بدون تعصب شنید. بهترین مسیر برای رشد داشتن ذهنی باز و مثبت است.
– تفکر عمل‌گرا بر تمام جنبه های کار وزندگی ما تأثیر می‌گذارد و به تغییر دائمی رویکردها می انجامد و تاثیر شدیدی بر عملکردها و نتایج می گذارد.
– پس از اینکه یک کار به ظاهر سخت توسط افراد زیادی انجام می شود، منفی بین ها مثت نگر می شوند. در واقع ۶۲% ایده‌ها فقط زمانی موردپذیرش قرار می‌گیرند که ارائه‌شده باشد.

 

مراحل مواجه‌شدن با یک ایده جدید (از امتناع تا جذب):

۱️⃣ اولین بار: امتناع

  • ابتدا از آن می‌گریزند زیرا با آنچه در ذهنشان است تفاوت دارد.
  • از پذیرش اطلاعات و ایدههای جدید، سر باز میزنم چون با پیش ذهنیهایم مغایر است.

۲️⃣ دومین بار: مقاومت

  • در برابرش مقامت می‌کنند.
  • خب، راستش آن را می‎‌فهمم اما نمی‎‌توانم قبولش کنم.

۳️⃣ سومین بار: تا حدی پذیرفتن

  • تا حدی قبولش می‌کنند ولی تا زمان استفاده از آن در تردید به سر می‌برند.
  • با این ایده موافقم. اما تا هنگام عملی شدنش سکوت اختیار می‌‎کنم.

۴️⃣ چهارمین بار: پذیرش کامل

  • تو که می‎دانی این ایده همان چیزی است که من فکرش را می‎‌کردم.
  • کاملاً آن را حس می‌کنند.

۵️⃣ پنجمین بار: تا حدی جذب کردن

  • امروز این ایده را به کار بستم. محشر است!

  • با به کار بستن آن تا حدی جذب می‌کنند.

۶️⃣ ششمین بار: جذب کامل

  • این ایده را دیروز در اختیار یکی از فروشندگانم قرار دادم. راستش اکنون این ایده به من تعلق دارد.
  • با تصاحب آن و انتقالش به دیگران کاملاً جذبش می‌کنند.

– هرچه تجربه مثبت شما با تفکر مثبت بیشتر شود، ایده‌های خلاق ظاهر خواهند شد و کم‌کم به نقطه مقابل بدگمانی خواهید رسید. به یاد داشته باشید، آدم‌های خوش‌بین افرادی هستند که معتقدند دنیا جز خوب برایشان نمی‌خواهد.

 

استفاده از تفکر چراغ سبز:
🟢 چراغ سبز: دیدن نکات مثبت یک ایده جدید
🟡 چراغ زرد: دیدن نکات مثبت و منفی یک ایده جدید
🔴 چراغ‌قرمز: دیدن نکات منفی یک ایده جدید

✔️ تفکر چراغ زرد اجازه دارد تفکر چراغ سبز را دنبال کند.
➖ یکی از دلایلی که مردم به دانش خود عمل نمی‌کنند فیلتر سازی منفی است.

 

نتایج فیلترسازی منفی:

  1. وقتی کوچک هستیم عشق و حمایت بی‌قیدوشرط دریافت نمی‌کنیم. به همین دلیل تدریجی به خودمان و دیگران شک می‌کنیم.
  2. عدم اعتمادبه‌نفس باعث می‌شود تمام اطلاعات جدید را در ذهن بسته، بدبینانه و منفی فیلترسازی کنیم که نتیجه‌اش رسیدن به یک تفکر منفی است. تفکر منفی موجب می‌شود:
    —– فقط بخش کوچکی از مطالب را فراگیریم.
    —– فقط به بخش کوچکی ازآنچه قادر به بدست آوردنش هستیم راضی باشیم.
    —– به هر چه به ما می‌دهند راضی باشیم و دنبال بیشتر از آن نرویم.
  3. ما به یک ذهن باز و مثبت که خلاقیت و نبوغ و نوع آوری و قریحمان را بر می‌انگیزد بهتر رشد می‌کنیم و به خلق امکانات ورای انتظارمان می‌رسیم.
  4. راه‌هایی بیابیم که خود را بهتر آماده و راغب گشودن ذهنمان کنیم. به متفکرین چراغ سبزی تبدیل می‌شویم که فعالانه به دنبال موارد درست است.

 

۳٫ پیگیری

پس از فرا گرفتن یک شیوه جدید اگر بلافاصله پیگیری صورت نگیرد، انسان به عادت قدیمی خود باز می‌گردد. بنابراین باید یک برنامه پیگیرانه خوب که شامل سازماندهی، حمایت و مسئولیت‌پذیری است تدوین شود.

البته تا زمانی که مردم انگیزه‌ای برای آموختن یک کار و برنامه‌ای برای انجام درست آن کار نداشته باشند، احتمال پایداری و خوب یاد گرفتن آن به صفر می‌رسد.

البته سیستم پیگیری براساس دو دلیل اول (انباشتگی اطلاعات و فیلترسازی منفی) ساخته می‌شود. تا زمانی که تصمیم نگیریم بر روی یادگیری مقادیر اندک و اصلی تکیه کنیم و خود را از شر اندیشه‌های بدبینانه، خلاص کنیم، سیستم پیگیری تأثیر چندانی نخواهد داشت.

 

راه‌های تفکر چراغ سبز:

تغییر یک ذهن بسته منفی به یک ذهن باز مثبت نباید به شانس و اقبال سپرده شود. وقتی ما به تغییر متعهد می‌شویم نیازمند یک خط‌ مشی خاص هستیم که شیوه جدید تفکرمان را دائماً تقویت کند. همه‌چیز در جهان به‌قدری سریع پیش می‌رود که لازم است ما هم‌زمان با مدیریت و برنامه‌ریزی امروزمان، آینده فردایمان را هم بسازیم.

  1. عدم پیگیری
    – مردم برای به عمل درآوردن دانسته‌هایشان نیاز به پیگیری دارند.
    – پیتر دارکر: هیچ اتفاق خوبی تصادفی رخ نمی‌دهد.
    – برای رسیدن به نتیجه و تغییر رفتاری که منتظرش هستیم نیاز است به:
  2. مسئولیت‌پذیری 
  3. حمایت
  4. سازمان دهی
    ما نیازمند یک برنامه هستیم و باید مایل به کار کردن زیر دست کسی باشیم که واقعا بداند چگونه به افراد آموزش دهد.

 

معیارهای سیستم آموزش مفید:

  1. . به من بگو (توضیح بده)
  2. نحوه انجام کار را به من نشان بده
  3. به من اجازه بده که انجام دهم
  4. کار مرا اصلاح کن
  5. به من بگو و توضیح بده
  6. به من دوباره نشان بده
  7. به من اجازه بده که انجام دهم
  8. دوباره اصلاح کن.

 

مراحل: به من بگو، نشانم بده، به من اجازه بده، بر من نظارت کن و پیشرفت‌هایم را تشویق کن و دوباره هدایتم کن، برنامه پیگیری ساده اما قدرتمندی است که کمک می‌کند کسانی که دیدگاه مثبتی نسبت به یادگیری دارند برنده شوند.

 

تأکید بر مثبت‌ها برای کمک به پیروزی مردم:

  • وقتی کاری را انجام می دهیم باید آن را به شیوه درست انجام دهیم. تمرین باعث کامل و عالی شدن نمی‌شود! تمرین کامل و عالی ست که باعث کامل و عالی شدن می‌شود.
  • همیشه یادگیری دروس همراه با کار عملی تأثیرگذار است.
  • مردم موفق همواره آرزوی آموختن را دارند و برای آموختن یک برنامه اجرایی دارند.
  • منتظر نباشید مردم کاری را انجام دهند و بعد از آن تشویق‌شان کنید. شاید در ابتدا فقط نیمی از عملکردشان درست باشد اما همان نیزباید مورد ستایش قرار گیرد.
  • دست نوازش کشیدن به پشت آدم‌ها بهتر از گرفتن مچ آن‌هاست.
  • حساس‌ترین و بحرانی‌ترین لحظات وقتی است که مردم در حال آموختن یا در تلاش برای انجام کار جدیدی هستند.
  • کم وهمیشگی بیاموزید تا بیشترین بهره را از کاری که می‌کنید، ببرید.

 

سه مرحله تغییر:
۱- تغییر در اطلاعات: این تغییر با مطالعه کتاب، شرکت در دوره‌های آموزشی و… حاصل می‌شود که البته باید نکات اصلی و کلیدی، تکرار شود تا ملکه ذهن فرد گردد.

۲- تغییر نگرش: لازمه به وجود آمدن این تغییر، دارا بودن دیدگاه مثبت نسبت به دانش کسب شده است و فرد باید از خود سؤال کند که یاد گرفتن آن مطلب چه منفعتی داشته و چگونه می‌توان آن را عملی کرد؟

۳- تغییر در رفتار: این تغییر از طریق پیگیری و تمرکز فرد و سازمان بر اجرای دانش کسب شده، به وجود می‌آید در غیر این صورت فرد به عادت قبلی خود باز می‌گردد. سیستم پیگیری سازمانی باید شامل: سازماندهی، حمایت و مسئولیت‌پذیری باشد.

 

سخن آخر کتاب عملی کردن دانسته‌ها:

✔️ باید بدانیم: یک سرنخ طلایی در زندگی هر آدم موفقی وجود دارد. این سرنخ طلایی همان تمرکز است.
آموزش دانسته‌ها به دیگران یکی از بهترین راه‌های به کار بستن آن است و این پروسه، تعهد انسان را به استفاده از دانسته‌هایش عمیق‌تر می‌کند.
✔️ کسانی که جلوی کلاس می‌نشینند بهتر یاد می‌گیرند.
✔️ تکرار، تکرار، تکرار باید انرژی‌مان رابه‌جای تعداد زیادی ازموضوعات روی تعداد محدودی متمرکزکنیم.
✔️ برای اینکه یک راهنمای بزرگ ویک انسان موفق باشیم، باید بدانیم چگونه انرژی‌های مردم و خودمان را مدیریت کنیم.
✔️ مغز انسان فرق بین حقیقت و آنچه را که به آن میگویی نمی‌داند پس مثبت فکر کنید.
✔️ نگرش‌ها سخت‌تر از اطلاعات تغییر می‌کند زیرا میگوییم: میدانم، اما… پس باید از سیستم فیلترسازی منفی رهایی یابیم.
✔️آنچه همه به آن نیاز دارند تبدیل‌شدن به متفکرین چراغ سبز است.
✔️ لازم است حین فراگیری مثبت باقی بمانیم.
✔️ مشکل‌ترین مرحله تغییر، تغییر رفتاری است.
✔️ تغییر سیستم فیلترسازی منفی ما راحت نیست. ما نیازمند یک تلاش متمرکز و پیگیرانه در این خصوص هستیم.
✔️ یک سازمان یاری‌رسان را رابطه‌ها پیش می‌برند. وقتی مردمی که ملاقاتشان می‌کنی به تو اهمیت می‌دهند و حمایتی را که نیاز داری نثارت می‌کنند به شکل عاشقانه تو را مسئول نگه می‌دارد.
✔️ علت اینکه آرزوها نتیجه نمی‌دهند این است که اگر ما انسان‌ها می‌توانستیم آن‌ها را بدون کمک هم به انجام برسانیم دیگر نیت و آرزو نمی‌شدند.
✔️ آنچه بدان نیاز داریم مربیانی است که به ما کمک کنند از نوآموزانی که می‌خواهند به دانسته‌هایشان عمل کنند به استادانی خبره و چیره‌دست بدل شویم.

 

نتیجه‌گیری کتاب عملی کردن دانسته‌ها:

سریع‌ترین راه برای به دست آوردن موفقیت این است که به شخص دیگری کمک کنیم تا به موفقیت برسد.

جیم ران: “نمی‌توانید فرد دیگری را استخدام کنید که به‌جای شما ورزش کند، بدیهی است اگر قرار است از ورزش کردنتان چیزی نصیبتان شود، خودتان باید آن را انجام دهید. هر آنچه برای موفقیت نیاز دارید را شما باید انجام دهید. هیچ‌کس دیگری به‌جای شما نمی‌تواند آن را انجام دهد.”

🏷️ مطالعه کامل کتاب

خانه منابع انسانی
نوشته شده توسط

خانه منابع انسانی

تحریر با 💞 برای شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *