لینک کوتاه:
https://hrhome.ir/?p=9905مانیبال (Moneyball) فیلمی آمریکایی در ژانر زندگینامهای، ورزشی و درام است که توسط بنت میلر کارگردانی و توسط کلمبیا پیکچرز منتشر شدهاست. داستان فیلم بر پایه کتابی با همین نام نوشته مایکل لوئیس نوشته شدهاست. این فیلم روایتی است از بخشی از زندگی حرفهای بیلی بین؛ مدیرکل تیم بیسبال اوکلند. تیم بیلی بین نتایج بسیار ضعیفی به دست آورده است و او ستارگان تیم خود را از دست داده است. درحالیکه باشگاه بودجهای برای خرید بازیکنان مطرح ندارد. به دلیل کمبود بودجه پیشنهاد بیلی بین برای تعویض بازیکنان به جائی نمیرسد. اما در عوض او با شخصی به نام پیتر براند آشنا میشود. پیتر براند در دانشگاه رشته اقتصاد خوانده و اکنون آنالیزر بازیکنها در تیم دیگری است. بیلی از افکار او در مورد تصمیم گیری در مورد خرید بازیکنها خوشش آمده است و تصمیم میگیرد به جای بازیکن، او را برای تیم خریداری کند. بیلی به کمک پیتر با استفاده از معادلات ریاضی و ترسیم آماری، بازیکنانی به تیم دعوت میکند که ستاره نیستند اما قابلیت ساختن تیم ستاره را دارند. پیتر معتقد بود با استفاده از دادهها و فرمولهای طراحی شده -البته اگر بهدرستی بهکار گرفته شوند- آنها متوجه شاخصهایی در بازیکنان میشوند که سایرین نمیتوانند. در ادامه آنها با استفاده از معادلات ریاضی پیش بینی میکنند که برای بردهای پیاپی به چه چیزهایی نیاز دارند. آنها بر روی نمودار نقاط قوت و ضعف بازیکنان را به آنها نشانداده و برای دریافت نتایج بهتر با استفاده از پیشبینیهای دادههای آماری، بازیکنان را راهنمایی میکردند. این کار باعث کسب نتیجه پیروزیهای پیاپی (۲۰ پیروزی) برای تیم اوکلند شد. دو سال بعد تیم رد ساکس (Red sox) هم توانست با بهکارگیری همان فلسفه تیم اوکلند، برای اولین بار در سری مسابقات جهانی به پیروزی دست یابد.
نام فیلم: مانیبال
نام اصلی: Moneyball
محصول سال: ۲۰۱۱
امتیاز: ۷/۶ توسط ۲۳۸/۴۰۸ نظر (IMDB)
ژانر: درام
کارگردان: بنت میلر
نویسنده: استیون زایلیان، آرون سورکین
بازیگران: برد پیت، جونا هیل، فیلیپ سیمور هافمن و …
مدت زمان: ۱۳۳ دقیقه
کشور: آمریکا
زبان فیلم: انگلیسی
زیرنویس: فارسی
کلیدواژه: آموزش | داده | تحلیل افراد | سبک رهبری
«به همه ما در مقطعی از زمان گفته میشود که دیگر نمیتوانیم بازی بچهها را انجام دهیم، فقط نمیدانیم چه زمانی خواهد بود».
آیا ترجیح می دهید یک گلوله به سر بخورید یا پنج گلوله به سینه و خونریزی کنید تا بمیرید؟
۱. استخدام و توسعه استعدادها: رهبران در تشخیص استعدادهای پیش روی خود خوب هستند. شناسایی و استخدام استعدادهای مناسب از مهارت های مهم رهبران اس
۲. سؤالات درست بپرسید: رهبران می توانند به مسائل واقعی برسند زیرا سؤالات درستی می پرسند. تعریف مشکلات (با پرسیدن سوالات درست) یک مهارت حیاتی در کسب و کار است.
۳. وضعیت موجود را به چالش بکشید: رهبران ذهنیتهای قدیمی را به چالش میکشند و سازمان را از منطقه آسایش خود خارج میکنند. این مستلزم گفتگوهای صادقانه سخت با کسانی است که استراتژی را نمیبینند یا با آن موافق نیستند.
۴. ارتباط با تیم: رهبران همدل هستند. آنها به عنوان یک فرد در سراسر تیم خود به هم متصل می شوند. آنها خود را مسئول روحیه تیم می دانند و اغلب برای بالا نگه داشتن آن با افراد ارتباط برقرار می کنند و به طور مثبت تیم خود را برای دستیابی به دستاوردهای بیشتر تحت فشار قرار می دهند.
۵. تطبیق یا مرگ: روندهای پویا و در حال تحول کسب و کار از مدیریت منابع انسانی میخواهد که جسورانه، شجاعانه و نوآورانه باشند تا بتوانند به کسب و کار خود ارزش بیافزایند.
۶. معیارهای مناسب را شناسایی کنید: دانستن معیارهای واقعاً معنادار برای موفقیت مهم است. شاخص های پیشرو نشان میدهند که به کجا خواهیم رسید.
۷. مسئولیت پذیری و مالکیت: رهبران اولین کسانی هستند که مسئولیت برد باخت را بر عهده می گیرند.
۸. قدرت گوش دادن (گوش دادن فرصت های جدیدی را باز می کند): گوش دادن یک معیار مهم برای رهبری است. بیلی بین در فیلم «مانی بال» به حرف پیتر برند که به تازگی کار حرفه ای خود را شروع کرده بود گوش داد. بیلی دیدگاه پیتر در مورد بیسبال، قضاوت نادرست بازیکنان و سوء مدیریت تیم ها را درک کرد. و به این ترتیب، بیلی از طریق تفکر رادیکال پیتر، روشی غیرمتعارف برای نگاه کردن به بازی پیدا کرد.
۹. جستجوی نقد برای درک واقعیت: این فیلم نشان می دهد که چگونه می توانیم موفقیت خود را بر اساس انتقاد ایجاد کنیم. بیلی پیوسته به دنبال انتقاد است. و از نقدهای اندیشیده شده درس می گیرد.
۱۰. نوآوری و ساده سازی: بیلی همیشه مسائل را ساده می کرد. پیتر روی بخش پیچیدگی تجزیه و تحلیل بازیکنان (روش ابتکاری) کار کرد و الگوریتمی برای ساختن دوباره تیم نوشت. این الگوریتم پیچیده همه چیز را برای بیلی ساده کرد تا او بتواند بازیکنان را بر اساس یک عدد، منحصراً بر اساس درصد پایه آنها (OBP) انتخاب کند.
۱۱. همیشه برای یادگیری و بهبود آماده باشید: بیلی روش های جدیدی را برای انتخاب بازیکنان از پیتر یاد گرفت. در همان زمان پیتر نیز یاد گرفت که چگونه بازیکنان را اخراج کند. بازیکنان همچنین بازخورد تجزیه و تحلیل بازی خود توسط بیلی و پیتر را جدی گرفتند و زمینه های توسعه آنها را درک کردند.
راز بیلی مدیریت برتر و رهبری تطبیقی بود. او از آمارهای معتبر و مبتنی بر شواهد برای سنجش مهارت هایی استفاده کرد که مستقیماً برای عملکرد مهم هستند. بیلی چالش های انطباقی را تشخیص داد و در تلاش برای حل آنها شجاع بود. رهبری تطبیقی به طور خاص در مورد تغییری است که ظرفیت شکوفایی در موقعیتهای جدید، چالش برانگیز و پیچیده را قادر میسازد. (هنر و تمرین رهبری تطبیقی؛ گراشو، لینسکی و هیفتز).
