Home Search

کتاب خلق رفتارهای ماندگار

کتاب خلق رفتارهای ماندگار

لینک کوتاه:

https://hrhome.ir/?p=13659
۴.۷/۵ - (۶ امتیاز)

کتاب خلق رفتار ماندگار نوشته مارشال گلدسمیت، راهنمایی عملی برای افرادی است که در حوزه مدیریت فعالیت می‌کنند و به دنبال بهبود مهارت‌های خود هستند. این کتاب به بررسی روش‌های ایجاد تغییرات مثبت و پایدار در رفتار فردی و سازمانی پرداخته و تکنیک‌هایی را ارائه می‌دهد که می‌توانند به خوانندگان کمک کنند تا به اهداف خود در محیط کار دست یابند. مارشال گلدسمیت با استفاده از داستان‌ها و مثال‌های واقعی، به مدیران نشان می‌دهد چگونه می‌توانند در محیط کاری خود تغییراتی موثر و ماندگار ایجاد کنند.

چرا به فردی که دوست داریم تبدیل نمی‌شویم؟ این سؤال، برای هر فرد پاسخی متفاوت دارد؛ برخی درگیر حواس‌پرتی‌ها هستند، برخی انگیزه کافی برای رسیدن به خودِ دلخواه را ندارند و بعضی هم برنامه مشخصی برای تحقق اهدافشان ندارند. اما تصور زندگی بدون هیچ تغییری برای همه دشوار است. هر روز در آینه نگاه می‌کنیم و با این واقعیت مواجه می‌شویم که برای تغییراتی که می‌خواهیم، حتی تلاشی نکرده‌ایم؛ ولی این چرخه همچنان ادامه می‌یابد.

این کتاب با تأکید بر اینکه “تغییر یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد”، نشان می‌دهد موفقیت نتیجه تلاش‌های کوچک روزانه است. بسیاری از ما نیاز به تغییر را نمی‌پذیریم و دیگران را نیازمند کمک می‌دانیم. اگر شما هم چنین احساسی دارید، مطالعه این کتاب می‌تواند راهنمایی مؤثر برای شما باشد. این اثر به شما کمک می‌کند به فردی که می‌خواهید تبدیل شوید نزدیک‌تر شوید و مسیر روشنی برای تغییر ایجاد کنید.

🕮 اطلاعات کتاب
کتاب خلق رفتارهای ماندگار

  نام کتاب: الف
  نویسنده: الف
  مترجم: الف
  دسته‌بندی موضوعی: الف/ الف
  انتشارات: الف
  تاریخ میلادی انتشار: ۲۰۰۰
  تاریخ شمسی انتشار: ۲۰۰۰
  شابک: ۰۰۰۰۰۰۰۰۰
  تعداد صفحات: ۰۰۰
  کشور: الف
  زبان کتاب: فارسی
  قطع کتاب: رقعی
 کلیدواژه: الف/ الف/ الف

🤵 درباره نویسنده

مارشال گلد اسمیت (Marshall Goldsmith) نویسنده آمریکایی و مدرس حوزه مدیریت و رهبری است. بسیاری از متخصصان این عرصه، او را یکی از ده متفکر برتر دنیای مدیریت می‌دانند. به استناد گفته‌های سارا مک‌آرتور و ای‌. اس ویبکه، گلد اسمیت یکی از پیشگامان استفاده از تکنیک «بازخورد ۳۶۰ درجه» بود. کاربرد اصلی بازخورد ۳۶۰ درجه برای توسعه مهارت‌ها و ویژگی‌های مثبت رفتاری کارکنان است، در ضمن، شرکت‌ها از این تکنیک برای تصمیم‌گیری درباره ترفیع رتبه کارمندان خود استفاده می‌کنند.

با چهل سال تجربه عملی و پربار، دکتر مارشال گلد اسمیت از روش‌های متنوع و کاربردی برای بهبود عملکرد رهبران و سازمان‌ها استفاده می‌کند. او سخنران قهاری نیز هست و دانسته‌های خود را در کنفرانس‌هایی پرطرف‌دار با علاقه‌مندان و متخصصان به اشتراک می‌گذارد.

مشاوره مدیریت منابع انسانی

برای بررسی خدمات آموزش، مشاوره و پیاده‌سازی پروژه‌های حوزه مشاوره مدیریت خانه منابع انسانی می‌توانید به صفحه معرفی خدمات مراجعه نموده و یا با شماره ۸۲۸۰۱۵۱۰-۰۲۱ تماس حاصل فرمایید.

کتاب خلق رفتارهای ماندگار

کتاب نخست او، «خلق رفتارهای ماندگار» در سال ۲۱۰۵ منتشر شد و در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز و وال‌استریت ژورنال قرار گرفت. دومین اثر او نیز «این کافی نیست» نام دارد و برنده جایزه بهترین کتاب کسب‌وکار سال از سوی بنیاد هارولد لانگمن شده است.

 

📓 بخشی از کتاب را بخوانیم

“نظر من این است که برای ما بزرگسالان هیچ کاری سخت‌تر از تغییر رفتارمان نیست. ما در حد نبوغ برای طفره‌رفتن از تغییر دلیل اقامه می‌کنیم، بهانه می‌آوریم، توجیه می‌کنیم. عقاید برانگیزنده این رفتارِ انکار و مقاومت را پنهان می‌کنیم. در نتیجه در تبدیل‌شدن به آدمی که می‌خواهیم باشیم پی‌درپی شکست می‌خوریم.”

“از کودکی طوری بزرگ شده‌ایم که باور کنیم زندگی قرار است منصف باشد و به تلاش‌های شرافتمندانه و کارهای خوب پاداش دهد. هنگامی که پاداش مناسبی نمی‌گیریم، احساس می‌کنیم فریب خوردیم. امیدهای بربادرفته سبب آزردگی خاطرمان می‌شود. اگر صرفاً برای پاداش بیرونی (مثل ترفیع یا حقوق بیشتر) به دنبال تغییر باشید، به ۳ دلیل امکان رسیدن به هدف دلخواه خود را ندارید: ۱- هیچ اطمینانی نیست به چیزی که دوست دارید برسید؛ ۲-اگر پاداش یگانه محرک افراد باشد، دیریازود به راه‌ورسم قدیمی خود باز خواهند گشت؛ ۳-تمام آنچه این کتاب انجام داده، کمک به موقعیتی ساختگی است.”

“انگیزه‌ها فی‌نفسه “خوب” یا “بد” نیستند. آنچه مهم است واکنش ما به آنهاست. ما خواهان خشنودی کوتاه‌مدتی، ولی نیازمند نفع بلند مدتیم. هرگز از انتخاب بین این دو بازنمی‌ایستیم. این همان تضاد متمایزکننده‌ی تغییر رفتار در بزرگسالان است و این ماییم که حدود و ثغور را تعریف می‌کنیم. ما تعیین می‌کنیم که چه چیزی انگیزه را دلگرم‌کننده می‌سازد. درمان یک نفر برای دیگری زهر است.”

“ما معمولاً در اجتناب‌کردن از محیط‌هایی که ریسک فیزیکی یا احساسی برای ما دارند یا به هر دلیلی ناخوشایندند، زیرکانه عمل می‌کنیم. از سوی دیگر به‌ندرت دست از محیطی می‌کشیم که برایمان لذت‌بخش است. ترجیح می‌دهیم لذت‌بردن از آن را ادامه دهیم. بخشی از علت برمی‌گردد به لختی و رخوت. ادامه‌ندادن کاری لذت‌بخش اراده‌ای قوی می‌طلبد. ولی بخش بزرگ‌تر علت بدفهمی عمیق ما از رابطه بین محیط و وسوسه‌انگیزی آن است. وسوسه به‌سان ملازمی مسخره‌کننده در هر محیط لذت بخشی ظاهر می‌شود و ما را به آرامیدن، امتحان کمی از این کمی از آن و کمی بیشتر ماندن دعوت می‌کند. وسوسه می‌تواند ارزش‌ها، سلامت، روابط و شغل ما را به تباهی بکشاند. به دلیل این باور وهم‌آلود که بر محیط خودکنترل داریم، ما همواره خود را در برابر آن می‌آزماییم و هنگام شکست در برابرش، دچار ضربه روحی و غم و غصه می‌شویم. پس معامله‌ای ساده است: برای اجتناب از رفتار نامطلوب، از محیط‌هایی که احتمال وقوع در آنها بالاست، دوری کنید.”


“همه ما در حذف چیزهایی که به ما لطمه می‌زنند تجربه داریم، به‌ویژه زمانی که منافع این کار آنی و قطعی است. ما همیشه دوست نامطمئنی را که باعث اندوهمان می‌شود کنار می‌گذاریم، نوشیدن کافئین را ترک می‌کنیم؛ چون ما را عصبی می‌کند، شغل ملال‌آور را رها می‌کنیم؛ چون روزمان را ویران می‌کند و از عادتی که ممکن است ما را به کشتن دهد دست می‌کشیم. زمانی که عاقبتِ چیزی رنج و محنت مفرط باشد، با حذف‌کردن آن دلی از عزا درمی‌آوریم. آزمون واقعی، صرف‌نظرکردن از چیزی است که از انجام آن لذت می‌بریم.”


💡 درس آموخته‌‌‌‌های مدیریتی

۱. تغییر نیازمند آگاهی است.
تغییر رفتارهای فردی و سازمانی از نقطه‌ای شروع می‌شود که ما به اهمیت و ضرورت تغییر پی ببریم. بدون آگاهی از وجود مشکل، تمایلی به تغییر وجود نخواهد داشت. این آگاهی نیازمند بررسی دقیق رفتارها و نتایج آنها در محیط کاری و زندگی شخصی است. باید به طور منظم عملکرد خود را ارزیابی کرده و نقاط ضعف را شناسایی کنیم. همچنین، آگاهی از تأثیر رفتارهایمان بر دیگران و محیط اطراف به ما کمک می‌کند تا انگیزه بیشتری برای تغییر داشته باشیم. اگر به این باور برسیم که تغییر نه تنها به نفع خودمان بلکه به نفع کل سازمان و تیم است، انگیزه بیشتری برای شروع خواهیم داشت. در نهایت، این آگاهی مقدمه‌ای برای برنامه‌ریزی جهت بهبود و تغییر است.

 

۲. مسئولیت‌پذیری فردی
هیچ‌کس نمی‌تواند ما را به تغییر وادار کند مگر اینکه خودمان به اهمیت و ضرورت آن پی ببریم. تغییر پایدار زمانی رخ می‌دهد که از درون برانگیخته شویم و برای آن انگیزه داشته باشیم. پذیرش مسئولیت نتایج رفتارهایمان، اولین گام به سوی تغییر است. وقتی به جای سرزنش دیگران، خود را مسئول می‌دانیم، به تغییر متعهدتر خواهیم شد. این مسئولیت‌پذیری نه تنها در محیط کاری بلکه در زندگی شخصی نیز مؤثر است. با پذیرش مسئولیت، فرصت‌ها و چالش‌ها را بهتر مدیریت می‌کنیم و در نهایت، به نتایج بهتری دست می‌یابیم. در این مسیر، همواره باید به یاد داشته باشیم که تغییر فرآیندی زمان‌بر و نیازمند صبر و پشتکار است.

 

۳. بهانه‌ها و توجیه‌ها
بسیاری از افراد برای عدم تغییر به بهانه‌های مختلفی متوسل می‌شوند که مانع از پیشرفت آنها می‌شود. جملاتی مانند “اگر بفهمم، حتماً انجام می‌دهم” یا “امروز روز خاصی است” تنها توجیهاتی هستند که از ما در برابر تغییر محافظت می‌کنند. این بهانه‌ها در واقع مکانیزم‌های دفاعی هستند که ذهن ما برای جلوگیری از تغییر به‌کار می‌گیرد. هرچه بیشتر به این بهانه‌ها پایبند باشیم، از اهداف و آرزوهای خود دورتر می‌شویم. اولین قدم برای غلبه بر این موانع، شناسایی و پذیرش آنهاست. با آگاهی از این بهانه‌ها، می‌توانیم به تدریج آنها را کنار گذاشته و به سمت تغییر حرکت کنیم. باید به خود یادآوری کنیم که هر روز فرصت جدیدی برای تغییر و بهبود است و این بهانه‌ها نباید مانع پیشرفت ما شوند.

۴. تأثیر محیط
محیط اطراف ما نقش بسزایی در شکل‌گیری و تثبیت رفتارهایمان دارد. بسیاری از ما گمان می‌کنیم که بر محیط کنترل داریم، در حالی که در واقعیت، محیط اغلب بر ما تسلط دارد. تغییر محیط به‌گونه‌ای که از تغییرات مثبت حمایت کند، یکی از گام‌های اساسی در مدیریت رفتار است. محیط‌های پشتیبان می‌توانند انگیزه‌بخش باشند و ما را به سوی دستیابی به اهدافمان سوق دهند. برای مثال، ایجاد محیطی که در آن همکاری و مشارکت تشویق می‌شود، می‌تواند انگیزه کارکنان را افزایش دهد. همچنین، محیط‌های منفی و موانع محیطی می‌توانند انگیزه را کاهش دهند و مانع از پیشرفت شوند. بنابراین، باید به طور مستمر محیط خود را ارزیابی و تنظیم کنیم تا از تغییرات مثبت حمایت کند.

۵. حلقه عادت
عادت‌ها از طریق حلقه‌های خاصی شکل می‌گیرند که شامل نشانه، کار تکراری و پاداش است. شناسایی این حلقه‌ها به ما کمک می‌کند تا رفتارهای ناپسند را تغییر دهیم و عادت‌های جدیدی شکل دهیم. نشانه‌ها معمولاً محرک‌هایی هستند که رفتار خاصی را فعال می‌کنند، در حالی که کار تکراری همان عملی است که انجام می‌دهیم. پاداش نیز نتیجه‌ای است که به دنبال رفتار خاصی به دست می‌آوریم. با شناخت این حلقه‌ها، می‌توانیم رفتارهای خود را بهبود بخشیم و عادت‌های مثبتی را ایجاد کنیم. تغییر عادت‌ها نیازمند صبر و تمرین مداوم است. باید به یاد داشته باشیم که تغییر عادت‌ها فرآیندی تدریجی است و نیازمند تلاش مداوم و پایداری است.

۶. پرسش‌های فعال
پرسش‌های فعال ابزاری مؤثر برای تمرکز بر اقداماتی هستند که در کنترل ما قرار دارند. این نوع پرسش‌ها باعث می‌شوند که به جای تمرکز بر عوامل خارجی، بر آنچه خود می‌توانیم انجام دهیم تمرکز کنیم. برای مثال، به جای پرسیدن “امروز چقدر شاد بودید؟”، می‌توان پرسید “آیا تمام تلاش خود را کردید که شاد باشید؟”. این تغییر ساده در پرسش‌ها می‌تواند تأثیر قابل توجهی در نگرش و رفتار ما داشته باشد. پرسش‌های فعال به ما کمک می‌کنند تا مسئولیت بیشتری برای رفتارهایمان بپذیریم و به سوی اهدافمان حرکت کنیم. این پرسش‌ها همچنین می‌توانند انگیزه‌بخش باشند و ما را به انجام اقداماتی جهت بهبود و تغییر تشویق کنند.

۷. اهمیت مربی
حضور یک مربی در مسیر تغییر می‌تواند به‌طور چشمگیری به بهبود عملکرد و دستیابی به اهداف کمک کند. مربی به عنوان فردی با تجربه و دانش، می‌تواند بازخوردهای سازنده ارائه دهد و ما را در مسیر تغییر هدایت کند. مربیگری نه تنها به بهبود مهارت‌های فنی کمک می‌کند بلکه انگیزه‌بخش و تشویق‌کننده است. وجود یک مربی باعث می‌شود که با چالش‌ها به‌طور مؤثرتری مقابله کنیم و از مسیر منحرف نشویم. مربی همچنین می‌تواند به ما کمک کند تا نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کرده و برای بهبود آن‌ها برنامه‌ریزی کنیم. در نهایت، مربیگری فرآیندی متقابل است که نه تنها برای فرد مورد راهنمایی بلکه برای خود مربی نیز یادگیری به‌همراه دارد.

۸. ساماندهی محیط
ساماندهی محیط به‌گونه‌ای که از تغییرات مثبت حمایت کند، یکی از کلیدهای موفقیت در مدیریت رفتار است. محیط‌های پشتیبان می‌توانند انگیزه‌بخش باشند و به دستیابی به اهداف کمک کنند. به‌عنوان مثال، محیطی که در آن همکاری و مشارکت تشویق می‌شود، می‌تواند انگیزه کارکنان را افزایش دهد. همچنین، ساماندهی محیط به‌گونه‌ای که موانع کمتری برای دستیابی به اهداف وجود داشته باشد، می‌تواند به تسهیل تغییر کمک کند. این ساماندهی می‌تواند شامل تغییر فیزیکی محیط یا تنظیم فرآیندها و رویه‌ها باشد. در نهایت، ایجاد محیطی که انگیزه‌بخش و حمایتی باشد، به ما کمک می‌کند تا رفتارهای مثبتی را تثبیت کنیم و به تغییرات پایدار دست یابیم.

۹. تمرکز بر انگیزه‌ها
انگیزه‌ها نیروی محرکه تغییرات رفتاری هستند. شناخت و تنظیم انگیزه‌ها به‌گونه‌ای که از رفتارهای مثبت حمایت کنند، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در تغییر رفتار است. انگیزه‌ها می‌توانند درونی یا بیرونی باشند و بر اساس نیازها و اهداف فردی شکل می‌گیرند. برای افزایش انگیزه، باید پاداش‌هایی را که به رفتارهای مثبت منجر می‌شوند، شناسایی کرده و تقویت کنیم. همچنین، شناخت و کاهش موانع انگیزشی که ممکن است در محیط کار یا زندگی شخصی وجود داشته باشند، می‌تواند به تقویت انگیزه‌ها کمک کند. تمرکز بر انگیزه‌ها به ما کمک می‌کند تا به طور پایدار به اهداف خود برسیم و رفتارهای مثبتی را تثبیت کنیم.

۱۰. یادگیری از اشتباهات
اشتباهات فرصتی برای یادگیری و رشد هستند. به‌جای سرزنش خود یا دیگران، باید از اشتباهات به‌عنوان فرصتی برای بهبود رفتارها و تصمیم‌گیری‌ها استفاده کنیم. یادگیری از اشتباهات به ما کمک می‌کند تا نقاط ضعف را شناسایی کرده و راه‌حل‌هایی برای رفع آنها بیابیم. همچنین، این فرآیند باعث افزایش انعطاف‌پذیری و تطبیق‌پذیری ما می‌شود. پذیرش اشتباهات به‌عنوان بخشی از فرآیند یادگیری، باعث افزایش اعتمادبه‌نفس و انگیزه می‌شود. در نهایت، یادگیری از اشتباهات به ما کمک می‌کند تا به‌طور مستمر بهبود پیدا کنیم و به اهداف بلندمدت خود نزدیک‌تر شویم.

کتاب خلق رفتارهای ماندگار
کتاب خلق رفتار ماندگار با تأکید بر اهمیت تغییرات پایدار و نقش آگاهی، مسئولیت‌پذیری و محیط در شکل‌گیری رفتارهای جدید، راهنمایی ارزشمند برای مدیران و افرادی است که به دنبال بهبود مهارت‌های خود هستند. با استفاده از مفاهیم و تکن

📑خلاصه کتاب

 نویسنده در ابتدا کتاب را با یک سؤال آغاز کرده: چرا به فردی که دوست داریم تبدیل نمی‌شویم؟

و برای پاسخ به این سؤال دو حقیقت معرفی نموده است: ۱) تغییر رفتار چشمگیر بسیار دشوار است و ۲) هیچ‌کس نمی‌تواند ما را به تغییر وادارد، مگر اینکه خودمان واقعاً بخواهیم تغییر کنیم.

 در ادامه به بهانه‌هایی می‌پردازیم که هر فردی حداقل یکی از این موارد را برای تغییرهایی که خود مشخص کرده می‌آورد و در نهایت به رشته‌ای از عقاید متوسل می‌شود که برانگیزنده انکار، مقاومت و در نهایت خودفریبی‌اند برخی از این انگیزه‌های عقیدتی عبارت‌اند از: ۱- اگر بفهمم حتماً انجام خواهم داد. ۲- نیروی اراده دارم و تسلیم وسوسه نخواهم شد. ۳- امروز روز خاصی است. ۴- حداقل از فلانی بهترم. ۵- به کمک و ساماندهی نیاز ندارم. ۶- خسته نمی‌شوم و اشتیاقم کم‌رنگ نخواهد شد. ۷- تمام زمان دنیا در اختیار من است. ۸- توجه من منحرف نخواهد شد و هیچ‌چیز غیرمنتظره‌ای رخ نخواهد داد و… .

در فصل بعدی کتاب به موضوع مهم و اساسی محیط می‌پردازیم. اکثر ما آگاهی لازم را از تأثیر محیط و رفتار خود نداریم. ما فکر می‌کنیم با محیط هماهنگیم و آن را کنترل می‌کنیم، فکر می‌کنیم محیط پیرامون با ما هم پیمان است درحالی‌که اوست که ما را کنترل کرده و در واقع به گفته نویسنده با ما سر جنگ دارد. چرا نویسنده به این موضوع می‌پردازد؟ چون یکی از بازدارنده‌های اصلی ما برای دستیابی به تغییرات موردنظر و دلخواه است. هر بار که به موقعیت جدیدی با ویژگی‌های مخصوص خود قدم می‌گذاریم، خود را در محیطی تازه محصور می‌کنیم و هدف‌ها و برنامه‌ها و انسجام رفتاری خود را به مخاطره می‌اندازیم. ممکن است این پرسش مطرح شود که چه می‌شود اگر بتوانیم محیطمان را به‌گونه‌ای کنترل کنیم که مطلوب‌ترین رفتارمان را برانگیزد؟ برای دستیابی به این محیط باید واژه انگیزه را تعریف کنیم و تعیین کنیم چه چیزی انگیزه را مولد می‌سازد؟ بعد می‌رسیم به موضوع انگیزه‌ها چطور عمل می‌کنند؟ نویسنده در اینجا مفهوم حلقه عادت را توضیح می‌دهد. برای مثال: سیگارکشیدن حلقه عادتی است متشکل از فشار روانی (نشانه) و تحریک نیکوتین (کار تکراری) که منجر می‌شود به آسایش روانی موقت (پاداش). این حلقه‌ها طوری جلوه می‌کنند گویی فقط با آگاهی از نشانه‌ها می‌توانیم با رفتاری مناسب به آن واکنش نشان دهیم درحالی‌که هر فردی در درون خود دو شخصیت جداگانه دارد: رهبر/ برنامه‌ریز/ مدیری که برای تغییر مسیرش برنامه‌ریزی می‌کند و شخصیت پیرو/ مجری/ کارمندی که باید برنامه را اجرا کند. در واقع ما هر روز را در قالب فردی دو شقه آغاز می‌کنیم و در پایان روز این دو بیشترین فاصله را از هم دارند. در اینجا نویسنده پرسیده کی روز شما موبه‌مو مطابق برنامه‌ای که ریخته‌اید سپری شده؟ دلیل این فاصله محیط و مردمی است که ما در طول روز با آن سروکار داریم؛ ولی فقط بعد از شناخت قدرت محیط است که می‌توانیم آن را پیش‌بینی کنیم. این کار سه پیش‌نیاز دارد ۱) انتظار وقتی چیزی را از محیط انتظار نداریم هر اتفاقی ممکن است بیفتد. ۲) اجتناب اغلب هوشمندانه‌ترین پاسخ ما به محیط، اجتناب و دوری‌کردن از آن است. ۳) تطبیق وقتی اجتناب غیرممکن است، تطبیق اتفاق می‌افتاد. شرایطی که یا از تغییرکردن درمانده شویم یا به درکی غیرمنتظره می‌رسیم یا شخصی راهنمای ما می‌شود.

 برای فهم مشکل نه‌تنها باید بپذیرید که مشکلی هست؛ بلکه باید همه گزینه‌های خود را در نظر بگیرید. گزینه‌های ما چیست؟ ۱ آفرینش نتیجه مسحورکننده تغییر رفتار. هنگامی که خود را با رفتاری بهتر تجسم می‌کنیم این کار نوعی فرایند هیجان‌انگیز خودآفرینی است. ۲ محافظت هر چیزی که واقعاً به کار ما می‌آید و نیازمند نظم و انضباط است ۳ حذف‌کردن رهانیده‌ترین کار شفابخش ما ۴ پذیرش هنگامی بیشترین ارزش را دارد که ما قدرت ایجاد تفاوت نداشته باشیم.

پس هنگامی که از خود می‌پرسیم چه چیزی باید بیافرینیم، از چه چیزی محافظت کنیم، چه چیزی را حذف کنیم و چه چیزی را بپذیریم اتفاقات خوبی رخ می‌دهد. البته که عملی‌کردن تغییری که ما در ذهن داریم فرایند است و نیازمند هوشیاری و خودپایی جدی، نیازمند دلبستگی شدید به تکرار طوطی‌وار.

در ادامه کتاب، نویسنده به‌گونه‌ای جدید از افراد سؤالاتی در باب تغییر و روند آن در هر فرد می‌پرسد و نظریه‌ای هم دارد که بیان‌کردن پرسش به شیوه‌ای متفاوت اثری سنجیدنی دارد؛ زیرا پرسش‌های فعال، تمرکز پاسخ‌دهنده را بر کاری معطوف می‌کند که می‌تواند برای ایجاد تفاوتی مثبت در جهان انجام دهد نه کاری که دنیا می‌تواند برای ایجاد اثری مثبت در زندگی او بکند. برای مثال سؤال [امروز چقدر شاد بودید؟] را به پرسش فعال تبدیل می‌کنیم [آیا تمام تلاش خود را کردید که شاد باشید؟] همین نرمش ساده – یعنی تمرکز بر آنچه افراد می‌توانند کنترل کنند – تفاوت چشمگیری ایجاد می‌کند.

ممکن است ما به اهدافمان نرسیم؛ ولی هیچ عذری برای تلاش‌نکردن پذیرفته نیست؛ چون همه می‌توانند تلاش کنند. راه دیگر رسیدن به تغییر مورد نیاز تهیه فهرستی از پرسش‌های روزانه است. این پرسش‌ها به چندین روش محیطی سازگارتر برای ما ایجاد می‌کنند که در تغییر رفتار موفق شویم. ۱) آنها تعهد ما را تقویت می‌کنند. ۲) آنها آتش انگیزه ما را در زمان نیاز به آن مشتعل می‌سازند نه زمانی که نیاز نداریم. ۳) آنها تفاوت بین منضبط کردن خود و خویشتن‌داری را برجسته می‌کند. ۴) آنها هدف‌های ما را به قطعه‌های کوچک قابل اداره تبدیل می‌کنند.

ولی در حالت کلی، برای پیش‌بردن برنامه، حضور یک مربی واجب است زیرا نیاز به یک ناظری خبره که فنون ما را تصحیح می‌کند، وادارمان کند سخت‌تر تلاش کنیم و به ما یادآوری کند در محیط رقابتی آرامش خود را حفظ کنیم، ضروری است.
کتاب خلق رفتارهای ماندگار

 در فصل آخر گفته می‌شود که ساماندهی اصلی اساسی و ضروری در تثبیت تغییرات ما خواهد بود و در نهایت بیایید افسوس نخوریم. از آنچه کرده‌ایم احساس تأسف نداشته باشیم؛ زیرا نویسنده در صفحات آغازین این کتاب به ما قول می‌دهد که اگر کارش را درست انجام داده باشد خواننده افسوس کمتری خواهد خورد و حق با اوست.

 

🏷️ مطالعه کامل کتاب
  کتاب کاغذی:   کتاب صوتی:   کتاب الکترونیکی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *