Home Search

کتاب هنر رقصیدن با استراتژی

لینک کوتاه:

https://hrhome.ir/?p=13921
۴.۷/۵ - (۶ امتیاز)

مدیریت استراتژیک امری تشریفاتی یا انتزاعی نیست که بخواهد انبوهی از نمودارهای جذاب و ماتریس‌های پیچیده و گزارش‌های زیبا تولید کند. مدیریت استراتژیک واقعی دو چیز تولید می‌کند: تصمیمات سرنوشت‌ساز و تغییرات اساسی.

دکتر لشکربلوکی در کتاب «هنر رقصیدن با استراتژی» چالش‌ها و دلایل ناکارآمدی مدیریت استراتژیک متعارف وکلاسیک را بررسی می‌کنند سپس ویژگی‌های مدیریت استراتژیک آرمانی را توضیح می‌دهند. در نهایت با ارائه‌ی مدلی به نام «مدل موعود» راهنمایی در اختیار مخاطب قرار می‌دهد که هم از چالش‌های الگوهای کلاسیک فاصله دارد و هم بین تئوری و تجربه توازن برقرار می‌کند.

برای بهره‌گیری کامل از کتاب «هنر رقصیدن با استراتژی» لازم است که مخاطبان با ادبیات استراتژی و تاکتیک‌ها و روش‌های مرسوم آن آشنایی داشته باشند.

🕮 اطلاعات کتاب
هنر رقصیدن با استراتژی اثر دکتر مجتبی لشکربلوکی

  نام کتاب: هنر رقصیدن با استراتژی
  نویسنده: مجتبی لشکر بلوکی
  مترجم:
  دسته‌بندی موضوعی: استراتژی/ مدیریت استراتژیک
  انتشارات: انتشارات آریانا قلم
  تاریخ میلادی انتشار: ۲۰۰۰
  تاریخ شمسی انتشار: ۲۰۰۰
  شابک: ۷-۳۷-۷۶۷۷-۶۰۰-۹۷۸
  تعداد صفحات: ۳۶۷
  کشور: ایران
  زبان کتاب: فارسی
  قطع کتاب: رقعی
 کلیدواژه: برنامه‌ریزی راهبردی/ برنامه ریزی استراتژیک / مدیریت استراتژیک

🤵 درباره نویسنده

دکتر مجتبی لشکربلوکی، نویسنده و مشاور مدیریت، دانش‌آموخته دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه شهید بهشتی در رشته‌های مهندسی صنایع و مدیریت استراتژیک است. وی شش سال به عنوان مشاور سه وزیر اقتصاد (دکتر طیب‌نیا، دکتر کرباسیان و دکتر دژپسند) فعالیت کرده و عضو هیئت‌مدیره بانک صادرات و شرکت سرمایه‌گذاری‌های خارجی ایران (ایفیک) بوده است. همچنین، دکتر لشکربلوکی عضو هیئت علمی مدعو دانشگاه صنعتی شریف بوده و سابقه تدریس در دانشگاه‌های امیرکبیر، تهران، علوم اقتصادی و … را دارد.

او با تجربه حضور در بیش از ۳۵ پروژه سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی استراتژیک و مهندسی سازمان، به عنوان مشاور و مدرس توانمند و عملگرا شناخته می‌شود. دکتر لشکربلوکی در حوزه‌های استراتژی و سرمایه‌گذاری فعالیت می‌کند و به آموزش و مشاوره در این زمینه‌ها مشغول است.

مشاوره مدیریت منابع انسانی

برای بررسی خدمات آموزش، مشاوره و پیاده‌سازی پروژه‌های حوزه مشاوره مدیریت خانه منابع انسانی می‌توانید به صفحه معرفی خدمات مراجعه نموده و یا با شماره ۸۲۸۰۱۵۱۰-۰۲۱ تماس حاصل فرمایید.

کتاب‌های او نیز به خوانندگان کمک می‌کند تا با مفاهیم استراتژیک و مدیریت به صورت عمیق‌تر آشنا شوند. برخی از آثار برجسته او عبارتند از:

  • ذهن استراتژیست: این کتاب به شما می‌آموزد چگونه استراتژیک بیاندیشید. حتی اگر به استراتژی علاقه‌ای ندارید، تفکر استراتژیک را فرا خواهید گرفت.

  • هنر رقصیدن با استراتژی: در این کتاب با برنامه‌ریزی استراتژیک مدرن و چهار چشمه جوشان استراتژی آشنا می‌شوید.

  • جاری‌سازی استراتژی: این کتاب به شما یاد می‌دهد چگونه استراتژی خود را در عمل محقق کنید.

  • کنترل و پایش استراتژی: یاد می‌گیرید چگونه سازمان را تحت کنترل درآورده و از صحت استراتژی و کیفیت اجرای آن اطمینان حاصل کنید.

  • جعبه ابزار استراتژی: با تکنیک‌ها، ابزارها و مدل‌های مورد نیاز یک استراتژیست، مدیر دفتر استراتژی، مشاور استراتژی و کارشناس استراتژی آشنا می‌شوید.

علاوه بر تدریس و نوشتن، دکتر لشکربلوکی علاقه‌مند به مطالعه، شهرگردی، نقد فیلم، و تحلیل‌های سیاسی-اقتصادی-اجتماعی است. او به باور دارد که مطالعه زندگی‌نامه‌های آدم‌های معمولی می‌تواند شیرین و جذاب باشد و بر همین اساس بخش زندگی شخصی خود را در سایت قرار داده است تا افرادی که علاقه‌مندند بیشتر با او آشنا شوند، این فرصت را داشته باشند.

📓 بخشی از کتاب را بخوانیم

با کمال تأسف باید اعلام کرد که مدیریت استراتژیک کلاسیک دیگر کارآمد نیست و گاهی گرهی از مشکلات سازمان که نمی گشاید، هیچ، بلکه خود گرهی بزرگ شده است.

بنا به گزارش سال ۲۰۰۷ شرکت معروف مشاوره مدیریت مکنزی در نشریه خود تنها ۴۵% افراد از فرآیند برنامه ریزی استراتژیک رضایت داشته اند و فقط ۲۳% از آنها گفته اند که فرآیند برنامه ریزی استراتژیک منجر به اخذ تصمیمات کلیدی و استراتژیک می شود. در مقاله ای با عنوان «برنامه ریزی رها را کنید، تصمیم گیری را آغاز کنید» که در سال ۲۰۰۶ در نشریه معتبر هاروارد منتشر شد یک واقعیت تکان دهنده بیان شده است:

فقط ۱۱% مدیران ارشد معتقدند که برنامه ریزی استراتژیک به زحمتش می ارزد. این یعنی از هر ۱۰ مدیر، ۹ مدیر از برنامه ریزی استراتژیک ناراضی اند.
راستش را بخواهید، مدیران ارشد هم به پنج دسته تقسیم شده اند. یک عده که رسماً با مدیریت استراتژیک مخالفت می کنند و آن را ناکارآمد می دانند. دسته دوم با آن مخالفتی نمی کنند، عده ای ار کارکنان سازمان را به این موضوع مشغول کرده اند اما کار خودشان را می کنند و عملاً مدیریت سازمان را بیرون از فرآیند مدیریت استراتژیک انجام می دهند. مدیران دسته سوم هم برنامه ریزی استراتژیک را برون سپاری کرده اند به یک تیم بیرونی و آن را تبدیل کرده اند به گزارش های حجیم و شکیل و این شده است برای آنان مبنایی برای تمام حرف هایشان. بدون آنکه آن را یکبار خوانده باشند، آن را می گذارند زیر دستشان و هر سخن و ایده ای که دارند می زنند و می گویند که این حرفها بر مبنای این گزارش است. دسته چهارم هم یاد گرفته اند که مدیریت استراتژیک به کارشان نمی آید و سعی کرده اند آن را در حد خود تعدیل، متناسب سازی و روزآمدسازی کنند تا واقعا برای سازمان شان ارزش افزوده ایده ای داشته باشد. دسته پنجم هم که اصلاً از مدیریت استراتژیک بی خبرند.

💡 درس آموخته‌‌‌‌های مدیریتی

۱. شناخت مقاومت در برابر مدیریت استراتژیک: برخی مدیران به دلایل مختلف با مدیریت استراتژیک کلاسیک مخالفت می‌کنند. این دلایل ممکن است شامل تجربیات ناموفق گذشته، عدم اعتقاد به کارایی مدیریت استراتژیک، یا نگرانی از تغییرات بزرگ در سازمان باشد. برای مقابله با این مقاومت‌ها، مدیران باید تلاش کنند تا با ارائه مستندات و شواهد عینی از موفقیت‌های مدیریت استراتژیک در سازمان‌های دیگر، به دیگران نشان دهند که این روش‌ها چگونه می‌توانند به بهبود عملکرد سازمان کمک کنند. همچنین، فراهم کردن آموزش‌های لازم و برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای مدیران و کارکنان می‌تواند به کاهش این مقاومت‌ها کمک کند.

۲. ادغام استراتژی و عمل: برای دستیابی به موفقیت، برنامه‌ریزی استراتژیک باید به‌طور مستقیم با عملیات روزانه سازمان ترکیب شود. این به معنای آن است که استراتژی‌ها نباید تنها در سطح کاغذ باقی بمانند، بلکه باید به‌طور فعال در فرایندهای عملیاتی و تصمیم‌گیری‌های روزانه اعمال شوند. مدیران باید اطمینان حاصل کنند که تمامی سطوح سازمان از استراتژی‌های تعیین‌شده آگاهی دارند و قادر به اجرای آن‌ها هستند. ابزارهای مختلفی مانند سیستم‌های مدیریت عملکرد و گزارش‌دهی منظم می‌توانند در این زمینه مفید باشند.

۳. اجتناب از برون‌سپاری کامل برنامه‌ریزی: برنامه‌ریزی استراتژیک نباید به‌طور کامل به تیم‌های مشاوره خارجی واگذار شود. اگرچه استفاده از مشاوران خارجی می‌تواند دیدگاه‌ها و تجارب جدیدی را به سازمان بیاورد، اما باید مدیران داخلی نیز به‌طور فعال در فرایند برنامه‌ریزی شرکت کنند. این امر تضمین می‌کند که استراتژی‌های تعیین‌شده با واقعیت‌ها و نیازهای خاص سازمان همخوانی دارند. مدیران داخلی با شناخت عمیق‌تری که از سازمان و فرهنگ آن دارند، می‌توانند به بهبود و بهینه‌سازی برنامه‌ها کمک کنند.

۴. بهبود و تعدیل مدیریت استراتژیک: مدیریت استراتژیک باید به‌طور مداوم بازبینی و به‌روزرسانی شود تا با تغییرات محیطی و داخلی سازمان همگام باشد. این فرایند باید انعطاف‌پذیر باشد تا بتواند به تغییرات سریع و غیرمنتظره پاسخ دهد. بازبینی‌های دوره‌ای و ارزیابی مستمر استراتژی‌ها می‌تواند به مدیران کمک کند تا نقاط ضعف و قوت برنامه‌های فعلی را شناسایی کنند و اقدامات اصلاحی لازم را انجام دهند.

۵. آگاهی از نقش مدیریت استراتژیک: مدیران باید به‌طور کامل از اهمیت و کارکرد مدیریت استراتژیک آگاه باشند. این آگاهی شامل درک عمیقی از نحوه تدوین و اجرای استراتژی‌ها، و همچنین فهم اهمیت پیگیری و ارزیابی مداوم آنها است. برنامه‌های آموزشی و کارگاه‌های تخصصی می‌توانند به افزایش این آگاهی کمک کنند.

۶. انعطاف‌پذیری در برنامه‌ریزی: برنامه‌ریزی استراتژیک باید انعطاف‌پذیر باشد تا بتواند به تغییرات محیطی و داخلی سازمان پاسخ دهد. این به معنای آن است که برنامه‌ها و استراتژی‌ها باید قابلیت تعدیل و تغییر داشته باشند تا در مواجهه با شرایط جدید به‌سرعت بتوانند بازبینی و به‌روزرسانی شوند. استفاده از سناریوهای مختلف و برنامه‌های جایگزین می‌تواند به افزایش این انعطاف‌پذیری کمک کند.

۷. ترکیب تحلیل و شهود: برای تدوین استراتژی‌های موثر، باید تحلیل‌های کمی و کیفی با شهود و خلاقیت مدیران ترکیب شود. تحلیل‌های داده‌محور می‌توانند به مدیران کمک کنند تا تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تری انجام دهند، اما شهود و خلاقیت نیز نقش مهمی در شناسایی فرصت‌ها و تهدیدهای احتمالی دارند. استفاده از رویکردهای ترکیبی در تصمیم‌گیری می‌تواند به دستیابی به نتایج بهتر و موثرتری منجر شود.

۸. پرهیز از بوروکراسی بیش‌ازحد: بوروکراسی زیاد و تمرکز بر رویه‌های رسمی می‌تواند مانع از تصمیم‌گیری سریع و خلاقانه شود. برای جلوگیری از این مشکل، سازمان‌ها باید میان بوروکراسی و انعطاف‌پذیری تعادل برقرار کنند. استفاده از ساختارهای سازمانی پویا و فرایندهای ساده‌تر می‌تواند به افزایش سرعت و کارایی در تصمیم‌گیری‌ها کمک کند.

۹. تمرکز بر نتایج عملی: استراتژی‌ها باید به‌صورت عملی و قابل اجرا باشند و نه صرفاً به‌صورت اسناد و گزارش‌های رسمی. این به معنای آن است که استراتژی‌ها باید به‌طور دقیق و مشخص تعریف شوند و ابزارها و منابع لازم برای اجرای آنها فراهم شود. مدیران باید به‌طور مداوم پیشرفت در اجرای استراتژی‌ها را پیگیری و ارزیابی کنند تا اطمینان حاصل کنند که نتایج مطلوب حاصل می‌شود.

۱۰. مدیریت تغییرات محیطی: برنامه‌ریزی استراتژیک باید توانایی مواجهه با تغییرات سریع محیطی را داشته باشد. این تغییرات می‌تواند شامل تغییرات اقتصادی، تکنولوژیکی، اجتماعی و سیاسی باشد. برای این منظور، سازمان‌ها باید به‌طور مداوم محیط خارجی خود را مورد بررسی و تحلیل قرار دهند و برنامه‌های جایگزین و سناریوهای مختلفی را برای مواجهه با این تغییرات تدوین کنند.

۱۱. تسهیل یادگیری سازمانی: فرایند مدیریت استراتژیک باید به یادگیری سازمانی کمک کند و باعث بهبود مداوم دانش و مهارت‌های کارکنان شود. این امر شامل فراهم کردن فرصت‌های آموزشی و توسعه حرفه‌ای برای کارکنان، تشویق به اشتراک‌گذاری دانش و تجربیات، و ایجاد یک فرهنگ سازمانی که یادگیری مستمر را ترویج می‌دهد، می‌شود.

۱۲. تعادل بین تحلیل و تصمیم‌گیری فوری: برنامه‌ریزی استراتژیک باید میان تحلیل دقیق و تصمیم‌گیری سریع تعادل برقرار کند. تحلیل‌های دقیق می‌توانند به شناسایی مسائل و فرصت‌های مهم کمک کنند، اما تصمیم‌گیری سریع نیز برای مواجهه با شرایط غیرمنتظره و استفاده از فرصت‌های زودگذر حیاتی است. استفاده از ابزارها و تکنیک‌های تصمیم‌گیری سریع، مانند روش‌های چابک، می‌تواند به ایجاد این تعادل کمک کند.

۱۳. تعهد مدیران ارشد: مدیران ارشد باید به فرایند مدیریت استراتژیک متعهد باشند و نقش فعالی در تدوین و اجرای استراتژی‌ها ایفا کنند. این تعهد می‌تواند از طریق مشارکت فعال در جلسات برنامه‌ریزی استراتژیک، ارائه بازخوردهای سازنده، و پشتیبانی از اجرای استراتژی‌ها به‌طور عملی و ملموس نشان داده شود.

۱۴. تشویق به نوآوری و خلاقیت: فرایند مدیریت استراتژیک باید زمینه‌ساز نوآوری و خلاقیت در سازمان باشد. این به معنای آن است که سازمان‌ها باید فرصت‌ها و منابع لازم را برای تحقیق و توسعه، ایجاد و آزمایش ایده‌های جدید، و تشویق کارکنان به ارائه پیشنهادهای نوآورانه فراهم کنند. ایجاد یک فرهنگ سازمانی که از خلاقیت و نوآوری حمایت کند، می‌تواند به بهبود مداوم و موفقیت سازمان کمک کند.

۱۵. استفاده از رویکردهای ترکیبی: استفاده از رویکردهای ترکیبی، شامل استراتژی‌های پیش تدبیرانه و پدیدارشونده، به سازمان کمک می‌کند تا به‌طور همزمان به برنامه‌ریزی بلندمدت و واکنش به تغییرات محیطی بپردازد. این رویکرد می‌تواند به افزایش انعطاف‌پذیری و توانایی سازمان در مواجهه با شرایط پیچیده و پویا کمک کند. مدیران باید قادر باشند که میان برنامه‌های بلندمدت و اقدامات کوتاه‌مدت تعادل برقرار کنند تا به اهداف استراتژیک خود دست یابند.

📑خلاصه کتاب

مدیریت استراتژیک امری تشریفاتی و انتزاعی نیست. فرایندی نیست که بخواهد با انبوهی از نمودارهای جذاب، ماتریس‌های پیچیده و اصطلاحات فنی فقط گزارش تولید کند. مدیریت استراتژیک موضوعی کاملاً عملیاتی و کاربردی است. ما آن را می آموزیم و به کار می‌بریم تا بتوانیم تصمیمات استراتژیک بگیریم و برای موفقیت نظام اقتصادی – اجتماعی اقدامات اساسی انجام دهیم؛ چه سازمان باشد، چه کشور یا فرد. اگر از مفاهیم مدل‌ها و ابزارهای دانش مدیریت استراتژیک استفاده کنیم، اما تأثیری بر سرنوشت و آینده سازمان کشور یا فرد نداشته باشیم، این کار مدیریت یا برنامه ریزی استراتژیک نیست. این کتاب به شما کمک میکند رویکردی را برگزینید که در دنیای واقعی و در زمان واقعی در مسائل واقعی وارد شوید و با تصمیمات و اقدامات استراتژیکی که اخذ و طراحی می‌کنید موفقیت بیشتری به دست آورید. آموزه های این کتاب علاوه بر راهبری استراتژیک سازمانها برای زندگی شخصی و کشورداری نیز مفید است.

🏷️ مطالعه کامل کتاب
  کتاب کاغذی:   کتاب صوتی:   کتاب الکترونیکی:
  • یافت نشد.

خانه منابع انسانی
نوشته شده توسط

خانه منابع انسانی

تحریر با 💞 برای شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *