لینک کوتاه:
https://hrhome.ir/?p=11095چرا سخن گفتن از خود (self) تا این حد برای ما دشوار است. مگر پیشگیری بهتر از درمان نیست؟ پس معطل چی هستید؟ وقتی شما مدتها حرفهایی برای گفتن داشته باشید ولی جرات به زبان آوردن آنها را نداشته باشید، یا شرایط را برای گفتن مناسب نبینید، پس از مدتی فشارهایی که انباشته شده است و لایه لایه رسوب نموده و شما را آزرده خاطر نموده است، ناگهان مانند کوهی از آتشفشان منفجر میگردد و هرچه بر سر راهش است را نابود مینماید. به نظر شما چاره چیست؟ چارهای جز ابرازگری و تخلیۀ درونی وجود ندارد و بهترین نوع آن مشاوره است. اما منظور از مشاوره سفرۀ دل را برای هر معتمدی باز کردن نیست. مشاوره رجوع به متخصص و کارشناس میباشد.
وقتی کسی گناهی مرتکب میشود پس از ارتکاب به گناه در درگاه الهی، به دلیل اینکه فطرت فرد دچار آزردگی شده با توبه و اقرار و اعتراف به گناه، بار گناه خود را سبک مینماید تا بتواند به یک زندگی سعادتمند ادامه دهد. در واقع پس از ارتکاب گناه، آزردگی روحی و فطری فرد را میآزارد. وقتی با خدا سخن میگوید و اقرار میکند، فرد در واقع سخن گفتن و خالی شدن و به آرامش روانی رسیدن میباشد.
سخن گفتن با یک مشاور متخصص و حاذق و دلسوز، باعث میشود تا از آشفتگی و تردید بیرون آیید. شما با طرح مشکل خود با یک مشاور و کارشناس، در واقع احساسات منفی و افکار مزاحم خود را با او در میان میگذارید تا از دست هجوم این افکار منفی (negative feeling) نجات یابید.
مشاور با صلاحیتهایی همچون رازداری، صبر و حوصله، و تکنیکهای برتر ارتباطاتی، مشکل شما و علل آن را رفع میکند و سپس راه حلهای پیشنهادی خود را به شما عنوان میکند. راه حلهای مناسب را ارائه میدهد و به مراجعهکننده کمک میکند تا بتواند بهتر با مشکل بوجود آمده کنار بیاید و سازگاری نماید. ولی متأسفانه هنوز کسانی هستند که فقط به خاطر برچسب و انگ ”بیماری روانی داشتن“ از رفتن به نزد مشاور خودداری میکنند و بدین ترتیب بار سنگین مشکل خود را یک تنه به دوش میکشند. خوشبختانه اخیراً این تصور در میان افراد کمتر به چشم میخورد.
کار مشاوران قضاوت کردن و داوری کردن، و کسی را محکوم کردن و یا دیگری را تبرئه کردن نیست. او صرفاً وقایع و موضوعات را توصیف میکند و به شرح آنها میپردازد، تا شما را به آرامش برساند و سپس راه حلهای گوناگون را مطرح کند. تا شما با انتخاب بعضی از این راه حلها خود را از نگرانی نجات دهید. بنابراین شما وقتی به مشاور مراجعه مینمایید در واقع زمانی است که اگر بخواهید در زندگی تصمیم مهمی بگیرید و یا بخواهید این تصمیم درست باشد و یا در مورد کاری دو دل باشید و تردید داشته باشید و یا بخواهید در شغل و حرفهی خود تجدید نظر کنید و روشهای به روزتری را بیاموزید و یا نهایتاً اگر بخواهید در ارتباط خویش با اطرافیان. فرزندان، همسر و همکاران خود روشهای برتر ارتباطاتی را فرا بگیرید باید با مشاوری حاذق و دلسوز متعهد به مشاوره بپردازید.

در واقع؛ مشاور . . .
- با دانش و اطلاعاتی که دارد و با آموزشهای لازم، شما را به زندگی امیدوار مینماید، نقاط ضعف و قدرت شما را کشف مینماید.
- با همدلی و درک بهتر شما، آرامش روانی و اطمینان و اعتماد را به شما برمیگرداند.
- توانمندیها و شایستگیهای بالقوهی شما را به فعلیت درمیآورد.
- قادر است با راه حلهای مناسب با توانمندیهای شما، دیدگاههای شما را نسبت به زندگی عوض نماید.
- به شما کمک میکند تا افکار مزاحم و ناراحتکننده را از خودتان دور کنید و افکار مثبت و خوشبینانه را جایگزین نمایید.
- با درک متقابل شما و همدلی و همنوایی با شما، امنیت و اطمینان روانی را به شما هدیه میکند.
- توانمندیهای شما را در غلبه بر موانع و مشکلات بر شما نمودار مینماید.
- با کشف و با ارائهی راه حلهای گوناگون به شما احساس رضایت و خرسندی میدهد و راه را برای موفقیت و پیشرفت بیشتر باز مینماید.
- مهارتهای زندگی (skills life) را به شما آموزش میدهد تا شما بتوانید در زندگی مستقل باشید و مسائل خودتان را حل نمایید و به آرزوها و تمایلات خویش دست یابید.
- به شما کمک میکند تا خواستهها و تمایلات شما بر اساس توانمندیهای شما باشد تا در تصمیمگیریها بهتر تصمیم بگیرید و در نهایت زندگی بهتری داشته باشید.
در خاتمه بدانید و آگاه باشید که نیاز به مشاور در دنیای امروز بیش از پیش از هر زمان دیگر وجود دارد به خصوص با ورود به قرن ۲۱ چون پیشرفت علم و تکنولوژی به سرعت تصاعدی افزایش مییابد، به همان نسبت زندگی از پیچیدگی و تنیدگی ویژهای برخوردار میشود و زندگی ما را تهدیدات بیشتری احاطه میکند و با مشورت با مشاوران کارشناس و متخصص میتوانید تهدیدات را به فرصتهای برتر زندگی خود تبدیل کنید، هرچند که استفاده از فنون مشاوره نوعی هنر است ولی این فنون میتواند برای همگان مورد توجه قرار بگیرد.